14 - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 3:44
[unable to retrieve full-text content at fenj.ir]خیلی خسته ام .... از نشدنا!
8 - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
خواهرش پیجشو پابلیک کرده پستاشو دیدم خیلی خانواده گرمو صمیمین برعکس ما که از یه خانواده نظام گسیخته ایم .برای همین اینقدر مهربون بود خودشم مامانو باباش خیلی جوونن و اینکه خودش کپی باباشه.. اون داداشش و خواهرش کپی مامانه جالب اینه ک خواهرش حجاب میکنه و مامانش مث اکثر شمالیا نیستن که بی حجاب باشن و ای...
9 - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
دلمو به چی خوش کنم که آروم بگیرم به چه دستاویزی چنگ بزنم که خلاص شم داشتم فراموشش میکردم چرا باید خواب ببینم تو بغلش که اینجور گر بگیره دلم فاک... چرا رفتم پیج خواهرش چرا اطلاعاتم ازش بیشترشد تاوان کدوم گناهو داره پس میده دلم خدایا سه ساله دارم عذاب میکشم خسته شدم نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٠:٥۸ u200eب...
10 - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
این مدتی که نبودم،رفتم پیش دکترم و گفتم که قرصام اصلا اثر نداره ، دلم همش میگیره و انگار که من هیچ دارویی نمیخورم ،گفتم دستام میلرزه و آستانه تحمل استرسم اومده پایین، حتی بهش گفتم که یبار خیلی شدید عصبانی شدم و کلی جیغ زدم توی خونه ... اونم قرصامو به جز اس سیتالو عوض کرد بهم آرام بخش داد دوتا لیبرا
11 - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
هرچی بیشتر میگذره تمایلت برای ایجاد رابطه جدید و ترمیم رابطه های قبلی رو از دست میدی حتی دلت میخواد همین رابطه های الانم تموم شن تا ققط خودت باشی که توی حباب تنهاییت قل بخوری و از دست رفتارای چس بقیه حرص نخوری و دلت نگیره.. دروغ چرا من همیشه تنهایی حالم بهتره تنهایی انگار مغزم بهتر کار میکنه بهتری
12 - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
از عشق.... هر چیزی که میشناسمو از من گرفتی تو باقیمونده احساسمو از من گرفتی نویسنده : سورمه ; ساعت ۸:٤٠ u200eق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٦ تگ ها : ترانه نظرات ()
13 - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
توی فیلم "بروکلین" تا وقتی دختره با تونی آشنا نشده بود کل دنیا نادیده اش میگرفتن به محض اینکه رابطه اش با پسره عمیق شد ،انگار همه دنیا متوجه ش شدن تا وقتی یه نفر نبینتت از کل دنیا انگار خوده دنیام باهات قهره! نوبسنده این فیلمم میدونسته که زندگی بودن عشق پر از ناامیدی و غمه! نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٠...
15:The last samurai - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
وقتی یه فیلمو میبینی فقط بخاطر موسیقی متن عالیش! نویسنده : سورمه ; ساعت ۱۱:٠۸ u200eب.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٦ تگ ها : نظرات ()
16 - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
جایی این جمله رو خوندم و چقدر واقعیه: بهترین تعریفى که از افسردگى شنیدم، جنگ بین مغزى که مىخواد بمیره و بدنى که مىخواد زنده بمونه … shahrzad hemati پ.ن:نقل قول از توییتر فارسی! نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٢:٤٧ u200eق.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳٩٦ تگ ها :
17 - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 17:50
میدونی واقعیت چیه؟ اینه اگه تا ابدیت هم قرص بخوری افسردگیت خوب نمیشه از اول یا نباید افسرده بشن آدما و اگه مبتلا بشی بهش راه خلاصی ازش نیس این قرصا فقط آستانه تحملتو میارن بالا وگرنه غول سیاه ناامیدی هنوزم توی وجودته این قرصام مث مردابه یا ازاول نباید قرص بخوری یا اگه شروع کردی به قرص خوردن باید ت
نوستالجیک - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 7:32
برو دیگه دوست ندارم اسمتو نمیخوام بیارم برو دیگه نمیخوام بیادت چشمامو روی هم بذارم   +: چقدر سیاوش صحنه رو بورس بود اون موقه ها
تک و تنهاییو با پای پیاده....متاسفم برات ای دل ساده! - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 2:42
الان ساعت1:07شبه و من فک کردم که باید همین الان بنویسم میدونی  چهارشنبه هفته پیش که دوستای خوابگاهیم بهم گفتن دقیقن و برای اولین بار توی زندگیم بطور کامل احساس کردم که یه الاغ به تموم معنام.. اینکه تموم یه سال اول دانشگاهو عاشقش بودم و با تک تک سلولام دوستش داشتم اینکه سرش چقدر حرص خوردم که با بقیه ...
در ابریشم عادت آسوده بودم... - تاریخ: 1395/10/15 ساعت: 16:40
دوباره زندگی بنظرم بی معنیو پوچ شد... کاش دوباره نمیدیدمش... بخصوص که بزرگتر و خوشتیپ تر و جذاب ترم شده بود. فک.کنم اونقدر ضایه بازی در آوردم امروز که دلشو زدم قطعن!
پایان.... - تاریخ: 1395/10/15 ساعت: 16:40
سیگما کسی بود که من از ته دلم دوستش داشتم و یروز زندگی بدون اون برام ممکن نبود..وقتی که رفت من حالم بد شد..فکر کردم نوشتن راه حله خوبیه که یادم بره..برا همین وبلاگ ساختمو شروع کردم به نوشتن..کم کم سیگما فراموش شد منم قاطیه روزمرگیام ...گاهی اوقات یادش میکردم و براش مینوشتم ..بعضی اوقات عصبانی بودم ا...
جانا..سخن از زبان ما میگویی..! - تاریخ: 1395/10/15 ساعت: 16:40
دلم به بوی تو آغشته است سپیده دمان کلمات سرگردان خواب آلوده برمیخیزند و دهان مرا میجویند تا از تو سخن بگویم کجای جهان رفته ایی!؟ نشان قدم هایت چون دان پرندگان همه سویی ریخته است بازنمیگردی...میدانم! و شعر چون گنجشک بخارآلودی بر بام زمستانی به پاره یخی بدل خواهد شد... من این راه دراز را آمدم که تو را...
یک دم از خیال من نمیروی ای غزال من....! - تاریخ: 1395/10/15 ساعت: 16:40
کی رود رخ ماهت از نظرم...!! لعنت بمن لعنت بمن لعنت... کاش میمردم... دلم برای صدای قشنگت تنگ شده لعنتی...
از در و دیوار قلبم،نم دلتنگی میباره! - تاریخ: 1395/9/20 ساعت: 18:45
لعنت به منه لعنتی هنوز امید دوباره دیدن تو رو داره! هنوزم وقتی توی فانتوم میشینه به جایی که تو همیشه میشستی،خیره میشه ناخودآگاه... که هنوزم هرروز صبح فکر میکنه اون دره لعنتی باز میشه و تو میای تو بالاخره... که هنوزم وقتی از جلوی سالن امتحانات رد میشه،یاد روز آخر تو میفته! که هنوزم شمارتو حفظه... که ...
تو نمیتونی بری،وقتی......! - تاریخ: 1395/9/20 ساعت: 18:45
چرا شادمهر خوبه اینقد آخه...!؟
(بدون عنوان) - تاریخ: 1395/9/20 ساعت: 18:45
برای اولین بعده سیگما از یه پسره خوشم اومده.. نه ترمشو میدونم نه اسم کوچیکشو..فقط فامیلیشو میدونم. بعضی وقتا توی لابراتور پروتز میبینمش و اینکه دو تا کلاسم باهمیم.. قدبلند و سفید و مو قهوه ایی و چشم درشت...ازینا که ریشم میذارن..و دستبند چرمم داره! چون اصن شبیه سیگماس شاید خوشم اومده ازش! نمیدونم دوس...

برچسب‌های مرتبط

در ابریشم عادت آسوده بودم | پایان نامه | پایان سریال کوزی گونی | پایان نامه های دانشگاه تهران | یک دم از خیال من نمیروی ای غزال من | یک دم از خیال من نمیروی ای غزال من دانلود | يك دم از خيال من نمي روي اي غزال من | از در و دیوار قلبم نم دلتنگی میباره | دانلود از در و دیوار قلبم نم دلتنگی میباره | دانلود آهنگ از در و دیوار قلبم نم دلتنگی میباره